• وبلاگ : حريم ياس
  • يادداشت : کيست مرا ياري کند ...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 5 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    يادتان هست كه احساس خطر مي‌كرديد؟
    از كلامي كه دروغش خوانديد،
    از جماران و كلام پيرش كه تو فرياد زدي گم شده است.
    اين خطر چيست؟
    كدامين احساس؟

    .

    ..

    يادتان هست چرا چادر خاكي؟ در و ديوار؟ كبودي بر چشم؟
    يادتان هست كه صفين، كه قرآن، نيزه؟
    يادتان هست كه كربي و بلايي بودست؟
    يادتان هست كه لعنت كردند، تا دم صبح ابد، هر كه را «حاربهم» تيغ كشيدست و ولي گم كرده است؟
    تو اگر يادت نيست،
    يادمان هست كه چندين فرسنگ مانده تا داغ ترين حرم عطش، فتنه را بن بكنيم،
    خولي و شمر و يزيد وعمر سعد، نه كه در كرب و بلا، بلكه قبل از حكميت، ما به عمار، به مالك بسپاريم و
    علي، پور علي، شاد كنيم.
    تو اگر يادت نيست، اين به خاطر بسپار.