سخت است
نوشتن سخت است
فکر کردن سخت است
نمیدانم چگونه شروع کنم
چه میتوانم بگویم
میدانم که نمی توانم از محبت و زحمت دوستانم تشکر کنم
دوستانی که به هر طریق که می توانستند به من لطف داشتند
یارانی که به من دلداری دادند و در این مصیبت تنهایم نگذاشتند
عزیزانی که در مراسم ختم و همچنین در ختم قرآن + + شرکت کردند و یا با دعاهایشان مرا دلگرم ساختند
طوری که الان توانایی نوشتن را داشته باشم
توانایی ایستادن و ماندن !
سخت است
داغ دیدن سخت است
داغ مادر، برادر ...
دعا کنید ...
-----------------------
پ.ن : فقط دعا ...
پ.ن : 2/6/87 شکر خدا و دعای دوستان برادر زاده 5 سالم (محمدحسین) که مدتی در کما بود بهتر شده..
پ.ن : تشکر ویژه از دوستان وبلاگ نویس و دیگر فعالان نت