سفارش تبلیغ
صبا

دلنوشته-امام رضا

پسرک تنها در پشت پنجره سرد خیالش نشسته بود و فکر می کرد
و با قد کوچکش هی به بیرون خم می شد و می ایستاد و اشک می ریخت
در همین اثنا بود که احساس که کسی بر خیالش می کوبد
باورش نمی شد آخر او مدت ها بود با این خیال می زیست و برای همین خیالش دیگر نا و توان نداشت تا نوری بر این رویا بتاباند و تاریک بود
باز هم پنجره به صدا در آمد و برخواست
آمد و بر شانه پسرک نشست و خندید
او کبوتر سفیدی بود که برای او پیامی آورده بود از فرسنگ ها دورتر
او خیال سرد پسرک را بر روی بالهایش نشاند و پرید
رفت مقابل حرم مولا
و هر دو با هم گفتند : السلام علیک یا غریب الغربا یا علی ابن موسی الرضا
HTML clipboard

 

 امام رضا      امام رضا

امام رضا

 

برای مشاهده عکسها در ابعاد بزرگتر روی آنها کلیک کنید.
----
پ.ن : تو این ایام که هم به نوعی شاد هستند یادمان نرود اطرافمان را. پدر یکی از دوستان مریض هستند و در بیمارستان. عاجزانه دعای شما عزیزان را برای شفای ایشان خواستارم.

 کلمات کلیدی :امام رضا، دلنوشته امام رضا، عکس، پوستر امام رضا

ارسال به بالاترين ارسال به فرند فيد ارسال به Digg ارسال به دنباله ارسال به Google ارسال به Reddit ارسال به Technorati ارسال به فیس بوک

حریم یاس ::: پنج شنبه 88 آبان 7 ::: ساعت 3:12 عصر

محبت دوستان ()نظر


بازدیدهای امروز: 16 //  بازدیدهای دیروز: 25 //  بازدید کل  : 271077
Design By HarimeYas.ir

-->